عشق تو به تار و پود جانم بسته است
بی روی تو درهای جهانم بسته است
از دست تو خواهم که برآرم فریاد
در پیش نگاه تو زبانم بسته است
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 10:36 بعد از ظهر توسط
|
لب دریا جدال تور و ماهی
ز وحشت می رود چشمم سیاهی
تپیدن های جان ها بود بر خاک
کنار هم٬ گناه و بی گناهی
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 10:17 بعد از ظهر توسط
|
شکفتی همچو گل در بازوانم
درخشیدی چو می در جام جانم
به بال نغمه آن چشم وحشی
کشاندی تا بهشت جاودانم
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 10:9 بعد از ظهر توسط
|