تبليغاتX
صدای سکوت عشق
مي دوني فلسفه اختراع سر سره واسه بچه ها چيه؟ مي خوان از بچگي به آدم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چقدر آسونه

 

داشتيم تو جاده ميرفتيم كه چشمم افتاد به يه تابلو كه روش نوشته بود : دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط   | 

می خوام از تو بنویسم ،که نگی رفتی نموندی

می خوام از تو بنویسم ، که نگی طاقت نداشتی

توی این قلب غریبم ، تا همیشه یادگاری

 

سرنوشت بی خبر تورا برای من نوشت...

تو را برای لحظه های بی کسی... برای تکیه بر دیوار محبت... برای پاک کردن اشکهای گرم بر گونه های

یخ زده...سرنوشت با اینکه دیر نوشت اما خیلی قشنگ نوشت...

نوشت که تو مال منی... نوشت منو نمی شکنی... نوشت می مونی تا ابد... بخوای نخوای مال منی...

سرنوشت اسم تو را با خط عشق بر قلب من نوشت...

عزیزم همیشه تنها امید زندگی منی

دوستت دارم وبخاطر تو زندگی می کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 4:20 بعد از ظهر  توسط   | 

بگذار  آن  باشم  که  در  کوهساران  با  تو  گام  برمی دارد

بگذار  آن  باشم  که  در  کنار  تو  گل  می چیند

بگذار  آن  باشم  که  از  ژرفای  احساسات  خود  به  او  می گویی ...

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 3:16 بعد از ظهر  توسط   | 

میلاد  با  سعادت  خاتم  الانبیا  و  المرسلین  حضرت  محمد  مصطفی  صلی  الله  علیه  و  آله  و  سلم  و  حضرت  امام  جعفر  صادق  علیه  السلام  مبارک  باد  ....

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 1:35 بعد از ظهر  توسط   | 

سکوتم را به باران هديه کردم , تمام زندگي را گريه کردم

نبودي در فراق شانه هايت ، به هر خاکي رسيدم تکيه کردم

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط   | 

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد .

با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد .

اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و

اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 2:43 قبل از ظهر  توسط   | 

مهم نيست چند بهار در کنار هم زندگي کنيم باور کنيد مهم اين است که

يادمان باشد عمرمان کوتاه است در پايان زندگي خيلي از ما خواهیم گفت:

کاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب بهم نگاه کنيم و

همه ناگفته هاي مهر آميز يک عمر را در چند ثانيه بگوييم

اي کاش با خاطره ها زندگي نميکرديم.

 

عشق مدد كن كه به سامان برسيم ...

  چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم

يا من برسم به يار و يا يار به من ...

يا هردو بميريم و به پايان برسيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 1:1 بعد از ظهر  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 6:43 بعد از ظهر  توسط   | 

باید برای چشم تو قرآن بسازند

بتهای نافهمیده را ویران بسازند

عاشق اگر کافر نباشد دین ندارد

باید که اهل کفر هم ایمان بسازند

در کار عشق و عاشقی فصل الخطابی

باید برای عشق تو دیوان بسازند

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 6:18 بعد از ظهر  توسط   | 

ای سر چشمه ی محبت Image hosting by TinyPic
Image hosting by TinyPicای عشق واقعی Image hosting by TinyPic
Image hosting by TinyPicچگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است Image hosting by TinyPic
Image hosting by TinyPicچگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشودImage hosting by TinyPic
Image hosting by TinyPicبگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین استImage hosting by TinyPic
Image hosting by TinyPicچه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ایImage hosting by TinyPic
Image hosting by TinyPicمن اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردیImage hosting by TinyPic
Image hosting by TinyPicتو هوای دلم را با طراوت کردیImage hosting by TinyPic
Image hosting by TinyPicزمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران پرواز میکنمImage hosting by TinyPic
Image hosting by TinyPicپس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانمImage hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 6:1 بعد از ظهر  توسط   | 

تنها تویی  تویی که در این روزهای سرد

از آب و آفتاب و زمین مهربان تری

 

با من بمان ٬ بمان که بمانم برای تو

 

ای آنکه عشق اولی و عشق آخری

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 5:48 بعد از ظهر  توسط   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 5:22 بعد از ظهر  توسط   | 

همیشه  توی  مدرسه  یادم  دادند  یک  سال  دوازده  ماه

یک  ماه  چهار  هفته  و یک  هفته  هفت  روز

یک  روز  بیست  و  چهار  ساعت  و  یک  ساعت  شصت  دقیقه  است

ولی  کسی  بهم  نگفت  یک  دقیقه  بی  تو  چند  ساله  ........

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط   |