تا اشتباهاتش رو می تونستیم پاک کنیم
تو را در دل٬
دل را در موقع تپیدن٬
و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم.
من غم را در سکوت٬
سکوت را در شب٬
شب را در بستر٬
و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم.
من بهار را به خاطر شکوفه هایش٬
زندگی را به خاطر زیبایی اش٬
و زیبایی اش را به خاطر تو دوست دارم.
من دنیا را به خاطر خدایش٬
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم.
تنها صدایت را می خواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد
نـگاهـت را می خـواهـم تا روشنی چـشم های خـستـه ام باشد
وجــودت را مـی خــواهـم تــا گــرمـای قــنـدیـل آغــوشـم باشد
خـیالـت را می خـواهم تا خـاطره لـحـظه های فـرامـوشـم باشد
دست هایت را می خواهم تا نوازشگر بی کسی اشکهایم باشد
خـنده هایت را می خواهم تا مرحم کهنه زخم های زندگیم باشد
و تنها ...
آری تنها تو را می خواهم ...
کاش در تنهاترین تنهاییش تنهاکسش تنهای تنهایش گذارد
اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی٬
سعی کن که فقط یک نفر باشد.
به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم٬
زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز دارم.
و عاشق همیشه تنهاست
تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند
سادگی مهر و صفا قانون انسان بودن است
کاش قانون هایمان یک دم رعایت می شدند
وصل شدن نگاهم به نگاهت
برای آخرین بار برای تو بمیرم
گریه نکن که اشکات برای من یه درده
تحمل غم تو منو دیونه کرده
من که بود و نبودمو
همه وجودمو واسه تو دادم
ولی تو می گی منو نمی خوای
این گونه خاموشم مکن
گـرچه دورم از بـرت
هــرگـز فـرامـوشــم مــکـن
دبیر دینی: عشق یک موهبت الهی است
دبیر ورزش: عشق تنها توپی است که اوت نمی شود
دبیر شیمی: عشق تنها اسیدی است که به قلب آدمی صدمه نمی زند
دبیر اقتصاد: عشق تنها کالایی است از خارج وارد نمی شود
دبیر ادبیات: عشق باید مانند عشق لیلی و مجنون٬ محور نظامی داشته باشد
دبیر جغرافیا: عشق تیری است که از فراز کوه های آسیا بر قلب می نشیند
دبیر زیست: عشق یک نوع بیماری است که میکروب آن از چشم وارد می شود