عشق یعنی سوختن اما ساختن![]()
عشق یعنی طغیان دل اما لب فروبستن![]()
عشق یعنی با چشم سخن گفتن و با حسرت سکوت کردن![]()
عشق یعنی راز٬ رازی که حتی معشوق نیز نداند![]()
عشق یعنی خواستن برای دوست
عشق یعنی زیستن برای دوست![]()
عشق یعنی بودن برای دوست![]()
عشق یعنی مردن برای دوست٬ بی آنکه باشی و بخواهی که باشی![]()
عشق یعنی مناجات شب های تنهایی![]()
عشق یعنی وضو با قطرات اشک گرفتن ![]()
عشق یعنی روزی بی صدا بار سفر بستن و رفتن![]()
عشق یعنی پرستش بدون چشم داشت![]()
عشق یعنی نیایش بدون خواهش![]()
عشق یعنی ستایش بی صدا![]()
عشق یعنی رفاقت بی جفا![]()
عشق یعنی صداقت بی ریا![]()
عشق یعنی چون خورشید تابیدن بر شب های دوست![]()
عشق یعنی چون برف ذوب شدن بر غم های دوست![]()
cheshmato ro ham bezaro nabodanesho tasavor kon
on vaght agar cheshmat por az ashk shod bedon ke hanoz dosesh dari
تو به فردا و به دیروز٬ میندیش دگر!
لحظه را٬ قدر بدان!
من تو را می خواهم که در این لحظه٬ کنارم باشی ...
با من از فرداها٬ لحظه ای حرف مزن!
آخر ای عزیز من٬
چه کسی می داند؟! شاید این فرداها٬ هرگز از ره نرسد!
لحظه را٬ قدر بدان!
قدر این لحظه سبز٬ قدر این صبح دل انگیز بهار٬
قدر این ظلمت شب٬ قدر این ماه پر از وهم و گمان!
همه را٬ عزیز من٬ قدر بدان ...
من دلم می خواهد٬ تا که هستم٬ با من٬ مهربانتر باشی
و اگر شد گاهی٬ تن تنهایم را٬ تنگ در آغوش کشی ...
به خدا٬ معجزه ها خواهد کرد٬ یک دل پر احساس٬ یک لب پر لبخند
و کلامی که در آن٬ عاطفه٬ می بارد ...
لحظه را٬ قدر بدان!
یک نوازش٬ می تواند حتی بشکند فاصله هایی را
که به اندازه فردا دور است.
و به هم وصل کند٬ دو نگاهی را که٬ مثل سرما٬ سرد است
لحظه را٬ قدر بدان و به فردا و به دیروز٬ دگر فکر مکن
و به امروز٬ به این صبح٬ به این لحظه بیندیش فقط
تا که شاید او را٬ که همه خوبی ها٬ خصلت مطلق اوست٬
لحظه ای پاس بداری و بگویی٬
خدایا٬ شکرت!
واسه من امید اومدن بسه
قصد جادو ندارم٬ خدا نخواد
دست عاشقا بهم نمی رسه
خیلی وقته فاصله میون ما
با دو خط نامه دیگه پر نمی شه
اما عشقی که مقدسه٬ بدون
حس تاریک تنفر نمی شه
من دلم این روزا خیلی روشنه
یه کمی سخته ولی دووم بیار
درد دوری رو بریز تو بغضتو
بشکن و غصه ها رو به روم بیار
من دلم این روزا خیلی روشنه
همه چی درست می شه مثل قدیم
می رسه دستای گرممون به هم
انگاری یه لحظه تنها نبودیم
دیگه حرف ناامیدی رو نزن
نگو فاصله٬ زمین تا خدا
خدا تو دلای عاشقاس بدون
می گذره این دو سه روزم واسه ما ![]()
![]()
![]()
![]()
روشنایی خوابید
خورشید به سفر رفت
و ماه حاضر نشد به اندازه هلالی خود نمایی کند
من ماندم و او
و چون او همه چیز است٬ آرام و مشتاقانه به انتظار نشستم
و او نوید می داد که:
روشنایی بیدار می شود
خورشید از سفر بر می گردد
و ماه از تنها ماندن به ستوه خواهد آمد
و آنچه می ماند٬ شبی است پر رمز و راز که بین ما گذشت
عاشقانه و جاودانه!![]()
![]()
![]()
مرکزش صفر بزرگ
و منم داخل آن
و تویی نیز چو من
و من و تو با هم
می توانیم که از صفر
بسازیم عددی
و به اندازه اندازه خود
حجم این دایره را بیش کنیم
گرچه صفریم٬ ولی گسترش خویش کنیم
پس اگر من به تو یاری نکنم
و تو مانی بی من
یا بمانم بی تو
آسمان بی کس و بی مهر شود
دایره خالی و بی مصرف و خود صفر شود
محبت را بیاموزیم و دعا کنیم:
قلبی که برای دوست داشتن نمی تپد
بهتر است هرگز نتپد.![]()
![]()
و نورافشانی کن آسمان و زمین را تا حیات از تشعشعت جان بگیرد
لاله ها سر برآورند و بدرخشند شقایق ها
بتاب تا دگر بار روزی دیگر را با تشعشع تو آغاز گردانیم
در حیاتی دوباره با تو به حرکت درآییم
تویی خورشید تابناک و نورافشان و حیات بخش
بتاب خورشید بتاب
اما ...
بدان من نیز در سینه٬ خورشیدی بس عظیم دارم
خورشیدی کوچک اما پرشکوه و درخشان
خورشید درون من ـ امید همیشه جاودان من است
اوست که به من نیرو و حیات می بخشد
و انگیزه ام را برای تلاش٬ ماندن و بودن صد چندان می کند
خورشید درون من بتاب٬ تا ابد با من بمان و بتاب
بتاب خورشیدم٬ با تو هستم و با تو جان می گیرم
دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست
اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم
اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت می کردم
اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت می نواختم
ولی افسوس که
نه بارانم
نه اشک
نه گل
و نه عشق
اما هر چه هستم
دوستت دارم
az cheshat nakhone gheseye ghamo elate larzeshe daste sardetoo
khaili sakhte zendegit fana beshe vase didane ye labkhande ro labash
vase goftan az omido arezoo too siyahiye ghamangize shabash
man nayomadam begam asheghetam chon az in harfa pore goshe hame
eshtebahe ke migan geryeye mard roye zakhmaye tanesh ye marhame
man nayomadam begam to ham biya mese gheseha berim az in diyar
ya ke khaili mehraboon ye modaty vase man adaye eshgho dar biyar
to mikhay barande bashy, midonam. be hame migam bebazan jeloo pat
har chi espande be atish mikesham ta ke cheshmet nazanan, beshan fadat
to mikhay parande bashy, midonam. ye nafas havaye khoshbakhty mikhay
khodam asemoone haftomet misham, to faghat begoo, begoo baham miyaye
donbal kasi nagard ke adres behet bede?
chon gheir az to hich kas onja nist....
v behtarin roze zendegie man roze tavalode
tost pas beman v bedan ke ta abad asheghane
dostat daram